أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
180
تجارب الأمم ( فارسى )
آنان يا آنان را بر اينان برترى بخشم . چه ، هر دو را دو بازوى همكار و دو پاى همراه يافتم . سوگند كه هر كه بر سپاهيان ستم كند بر باج گزاران نيز ستم كرده است و هر كه بر باج گزاران ستم كند ، سپاهيان را از ستم بر كنار نداشته است . اگر برخى اسواران نابخرد نمىبودند ، كار باج گزاران و كشور را همچون بوستان خويش و سرچشمهء روزى و نيروى خويش نگاه مىداشتند و اگر پارهاى باج گزاران نادان نمىبودند از برخى نيازهاى زندگى چشم مىپوشيدند و سپاهيان را بر خويش پيش مىداشتند . نيز گويد : [ آن گاه ، بر شيوهها و روشهاى پيشين روى بياورديم ] « از آن پس كه كار توده و ويژگان را با راست آوردن كار دو ستون كشور ، باج گزاران و سپاهيان ، راست آورديم و بياسوديم ، - و اين ميوه راستى و داد بود كه خداوند بزرگ كار آفرينش را بر آن نهاده - و خداى را بر اين نواخت سپاس گفتيم كه توانستيم بخششهاى او را چنان كه سزد پاس بداريم ، آن گاه ، به شيوهها و آيينهاى پيشين روى بياورديم و بدان چه براى ما و سپاه و مردم ما سودمندتر بود بياغازيديم . [ 110 ] در شيوههاى نياكان ، از گشتاسپ تا شهريارى كوات ، نزديكترين پدر خويش ، نيك نگريستيم و آن چه درست بود برگرفتيم و آن چه نادرست ، از آن روى بگردانيديم و در اين كار ، مهر پدران ، هرگز ما را به پذيرفتن شيوههاى ناسودمند برنينگيخته است كه مهر يزدان و سپاس و فرمانبردارى او را برتر داشتهايم . » « چون از نگريستن در شيوههاى نياكان بياسوديم و به پدران بياغازيديم كه سزاوارتر بودند ، و هيچ راستى را فرو نهشتيم و همواره به كار بستيم ، چه ، راستى را نزديكترين خويشاوند يافتيم ، از آن پس ، به شيوههاى روم و هند پرداختيم . آيينهاى آنان را با سنجهء خرد بسنجيديم و ستودههاى آن را برگزيديم و از ميان آنها بدان چه زيور شهريارىمان بود چنگ زديم و آن را خوى و شيوهء خويش كرديم و هرگز بدان چه خواهشهاى درون به سوى آن مىكشيد نگرويديم و روميان و هنديان را نيز از آن بياگاهانيديم و از شيوههاشان آن چه را خوش نداشتيم به آنان نوشتيم و از